پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸۱

سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی

مرگ بجان میخرم کاش فروشد کسی

بیخ من و کوهکن کوشش بی بخت کند

آدمی از سنگ نیست چند بکوشد کسی

آینه‌‌‌ی حُسن تو زنگ ز دل میبرد

حیف بود کز رخت دیده بپوشد کسی

تلخ بود بی تو می زهر بود گر خورم

آب حیات ای پسر بی تو ننوشد کسی

مانع اهلی مشو گر بخروشد ز غم

دل مخراش از ستم تا نخروشد کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸۳سوختم شمع صفت تا شدم آتش نفسی
  2. شمارهٔ ۱۳۸۴گشاد خنده زنان چشم برمن آفت جانی
  3. شمارهٔ ۱۳۸۵چه سر پیش آری و با خود مرا همراز گردانی
  4. شمارهٔ ۱۳۸۶همه جانی از لطافت همه عمر و زندگانی
  5. شمارهٔ ۱۳۸۷اگرچه چشم منی همنشین اغیاری
  6. شمارهٔ ۱۳۸۸گر به بتخانه درآیی و موافق باشی
  7. شمارهٔ ۱۳۸۹بیا که می‌کُشدم درد آرزومندی
  8. شمارهٔ ۱۳۹۰چو به تیغ کین ز خشمم بسر رکاب آیی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.