پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸۷

اگرچه چشم منی همنشین اغیاری

چه نور دیده گلی در میان صد خاری

نگویم آنکه خریدار یوسفم حاشا

که خودفروش زند لاف این خریداری

اگر بصدق روی ره چو کوهکن در عشق

نه بیستون که فلک را ز پیش برداری

دلا بسوز که ننشیند آتشت چون شمع

به یک دو قطره که گاهی ز دیده میباری

تو گر بدین خوبان نمیروی از جا

نه آدمی بحقیقت که نقش دیواری

بوصل دوست رسی آنچنانکه دل خواهد

گر اختیار چو اهلی ز دست بگذاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸۹بیا که می‌کُشدم درد آرزومندی
  2. شمارهٔ ۱۳۹۰چو به تیغ کین ز خشمم بسر رکاب آیی
  3. شمارهٔ ۱۳۹۱خورشید صفت با همه کس مهر نمایی
  4. شمارهٔ ۱۳۹۲بناوکی که مرا رخنه در درون کردی
  5. شمارهٔ ۱۳۹۳باشد ای دل همدمان دوست یار خود کنی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.