پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸۸

گر به بتخانه درآیی و موافق باشی

به که در قبله کنی روی و منافق باشی

جیب جان چاک کند صبح و دم از مهر زند

اگر اینکار کنی عاشق صادق باشی

عاشق از خود چه برون رفت بمعشوق رسید

وین نیابی مگر آن وقت که عاشق باشی

پایه دار فنا مرتبه مردان است

سعی آن کن که بدین مرتبه لایق باشی

حسن عذارا نه که با لاله عذاران نبود

همه عذر است هر آنگه که تو وامق باشی

تا تو در بند سری از همه کس پست تری

زیر پا سر چو نهی بر همه فایق باشی

اهلی این خرقه بینداز که زنار دروست

پیش از آنروز که رسوای خلایق باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹۰چو به تیغ کین ز خشمم بسر رکاب آیی
  2. شمارهٔ ۱۳۹۱خورشید صفت با همه کس مهر نمایی
  3. شمارهٔ ۱۳۹۲بناوکی که مرا رخنه در درون کردی
  4. شمارهٔ ۱۳۹۳باشد ای دل همدمان دوست یار خود کنی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.