پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹۱

خورشید صفت با همه کس مهر نمایی

چون تیغ زنی از سر کین سوی من آیی

تا واقف حالم بدهم جان بتو کز شوق

من خویش فراموش کنم چون تو بیایی

باشد که بچینم گلی از چمن وصل

امروز که سرمستی و در عین صفایی

آن آینه رویی تو که از صیقل ابرو

زنگ از دل و گرد غمم از جان بزدایی

من طایر گلزار بهشتم ز غم آزاد

از سنبل کاکل تو مرا دام بلایی

هرگز نفتد بر سر من سایه بختی

عنقا شدی ایطایر اقبال کجایی

اهلی اگر آن بت نظری با تو ندارد

غم نیست مگر غافل از الطاف خدایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹۳باشد ای دل همدمان دوست یار خود کنی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.