پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸۵

چه سر پیش آری و با خود مرا همراز گردانی

به لب چندک رسانی جان و دیگر بازگردانی

به خون من چه دشمن را اشارت می‌کند چشمت

هلاک صد چو من این بس که چشم از ناز گردانی

ز مستی دوست از دشمن نمی‌دانی از آن با غیر

سخنگویی و روی از عاشق جانباز گردانی

اگر افسانه عشقت به پایان آورم صد ره

چو گویی یک سخن دیگر همان آغاز گردانی

چو بلبل از خزان هجر، اهلی بسته لب تا کی

بیا ای گل که تا بازش سخن‌پرداز گردانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸۷اگرچه چشم منی همنشین اغیاری
  2. شمارهٔ ۱۳۸۸گر به بتخانه درآیی و موافق باشی
  3. شمارهٔ ۱۳۸۹بیا که می‌کُشدم درد آرزومندی
  4. شمارهٔ ۱۳۹۰چو به تیغ کین ز خشمم بسر رکاب آیی
  5. شمارهٔ ۱۳۹۱خورشید صفت با همه کس مهر نمایی
  6. شمارهٔ ۱۳۹۲بناوکی که مرا رخنه در درون کردی
  7. شمارهٔ ۱۳۹۳باشد ای دل همدمان دوست یار خود کنی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.