پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷۸

تو گر بخاک شهیدان گذار باز آری

هزار گمشده را زان دیار باز آری

مرا چو سبزه پژمرده ایسحاب کرم

چه شد برحمت خود گر بکار باز آری

ز هجر روی تو جان بیقرار شد بازآی

مگر که جان مرا با قرار باز آری

هر آهوییکه شکارت نشد ز حسرت سوخت

در آن هوس که تورو در شکار باز آری

بروزگار جوانی و کام دل ای پیر

کجا رسی مگر آن روزگار باز آری

جهان بهار و خزانش بسیست لیک تو کی

خزان پیری خود را بهار باز آری

غبار دل ببری پیش گلرخان چون باد

که گر غبار بری هم غبار باز آری

چو سرو ناز تو اهلی کنار کرد از تو

بآب دیده کیش در کنار باز آری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸۰سوختم چند چو برق آیی و چون باد روی
  2. شمارهٔ ۱۳۸۱سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی
  3. شمارهٔ ۱۳۸۲پیش سگت چو اشک من لافد ز مردم زادگی
  4. شمارهٔ ۱۳۸۳سوختم شمع صفت تا شدم آتش نفسی
  5. شمارهٔ ۱۳۸۴گشاد خنده زنان چشم برمن آفت جانی
  6. شمارهٔ ۱۳۸۵چه سر پیش آری و با خود مرا همراز گردانی
  7. شمارهٔ ۱۳۸۶همه جانی از لطافت همه عمر و زندگانی
  8. شمارهٔ ۱۳۸۷اگرچه چشم منی همنشین اغیاری
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.