پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷۷

دشنام تلخ کز لب چون شکرم دهی

گویی که شربتی ز می کوثرم دهی

تلخ است بیتو زندگی من مگر که تو

از وصل خویش زندگی دیگرم دهی

مستسقیم من و تو طبیب زلال وصل

چندانکه بیشتر طلبم کمترم دهی

ای من سگ تو درد سفالی کرم کنم

من کیستم که باده ز جام زرم دهی

طوطی صفت طمع نکنم کز شراب لعل

مستم کنی و در شکرستان سرم دهی

خواهم که یکنفس بنشینی برابرم

ساقی شوی ز نرگس خود ساغرم دهی

لب تشنه ام چو اهلی و از جرعه لبت

یکقطره ز آن به است که صد گوهرم دهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷۹ایکه در آیینه بینی روی و ناز افزون کنی
  2. شمارهٔ ۱۳۸۰سوختم چند چو برق آیی و چون باد روی
  3. شمارهٔ ۱۳۸۱سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی
  4. شمارهٔ ۱۳۸۲پیش سگت چو اشک من لافد ز مردم زادگی
  5. شمارهٔ ۱۳۸۳سوختم شمع صفت تا شدم آتش نفسی
  6. شمارهٔ ۱۳۸۴گشاد خنده زنان چشم برمن آفت جانی
  7. شمارهٔ ۱۳۸۵چه سر پیش آری و با خود مرا همراز گردانی
  8. شمارهٔ ۱۳۸۶همه جانی از لطافت همه عمر و زندگانی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.