پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷۶

از جهان این بس که نانی خشک و آبی خوش کنی

وانگهی در گوشه یی افتی و خوابی خوش کنی

گنج قارون صرف راه کعبه کردن هیچ نیست

سعی آن کن تا دل و جان خرابی خوش کنی

ساقیا شاید که جرم می زدن عفوت کنند

گر دل مخموری از درد شرابی خوش کنی

عیش پنهان خوش بود من نیز رخصت میدهم

گر توانی کز نکویان انتخابی خوش کنی

ایخوش آنساعت که خندد شمع من اهلی و تو

چون سپند افتی در آتش اضطرابی خوش کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷۸تو گر بخاک شهیدان گذار باز آری
  2. شمارهٔ ۱۳۷۹ایکه در آیینه بینی روی و ناز افزون کنی
  3. شمارهٔ ۱۳۸۰سوختم چند چو برق آیی و چون باد روی
  4. شمارهٔ ۱۳۸۱سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی
  5. شمارهٔ ۱۳۸۲پیش سگت چو اشک من لافد ز مردم زادگی
  6. شمارهٔ ۱۳۸۳سوختم شمع صفت تا شدم آتش نفسی
  7. شمارهٔ ۱۳۸۴گشاد خنده زنان چشم برمن آفت جانی
  8. شمارهٔ ۱۳۸۵چه سر پیش آری و با خود مرا همراز گردانی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.