پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷۱

صوفی تو نیی صافی از عشق چه میلافی

کاین عشق نمی بندد بی آینه صافی

خوش آنکه طبیب من آمد بسر خسته

میداد ز لب شربت میخواند هوالشافی

گفتم که تو چون عیسی گر مرده کنی زنده

حاجت بدعا نبود هرچند بود کافی

مشتاقترم هر دم ساقی به می وصلت

بر تشنه مستسقی دریا نبود وافی

اهلی به نسیم خود دل زنده کنش چون تو

هم گلبن مقصودی هم گلشن الطافی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷۳رفتی و چراغ ستم افروخته کردی
  2. شمارهٔ ۱۳۷۴گر درد من سر از دل فرهاد بر زدی
  3. شمارهٔ ۱۳۷۵دولت اگر مدد کند گلبن باغ من شوی
  4. شمارهٔ ۱۳۷۶از جهان این بس که نانی خشک و آبی خوش کنی
  5. شمارهٔ ۱۳۷۷دشنام تلخ کز لب چون شکرم دهی
  6. شمارهٔ ۱۳۷۸تو گر بخاک شهیدان گذار باز آری
  7. شمارهٔ ۱۳۷۹ایکه در آیینه بینی روی و ناز افزون کنی
  8. شمارهٔ ۱۳۸۰سوختم چند چو برق آیی و چون باد روی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.