پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶۸

دلا، با شمع خویشت در نگیرد گریه و زاری

اگر آتش بجای اشک گرم از دیده میباری

مگر با جلوه رفتار او طاووس دعوی کرد

که بر طاووس میخندد به قهقه کبک کهساری

زدی تیری بغیر ایمه مرا آن از تو بر دل بود

عجب گر جان برم زینغم که زخمی خورده ام کاری

شهید عشق اگر بردار گردد دولتی باشد

بیا باشد کزین دولت مرا محروم نگذاری

تو مست خواب خوش شبها چه دانی حال بیداران

مگر احوال ما داند سگ کویت به بیداری

مگر روز قیامت باز گویم آنچه من دیدم

شب هجران ز تنهایی و بیداری و بیماری

نظر بازی مکن بر روی خوبان دو کون ایدل

که اینجا شرمساری بینی و آنجا گرفتاری

بصد خون جگر فرهاد اگر در کوه راهی کرد

تو همت پیشه کن اهلی که کوه از پیش برداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷۰نظری فکن که دارم تن زار و روی زردی
  2. شمارهٔ ۱۳۷۱صوفی تو نیی صافی از عشق چه میلافی
  3. شمارهٔ ۱۳۷۲ایگل که غم عاشق مدهوش نداری
  4. شمارهٔ ۱۳۷۳رفتی و چراغ ستم افروخته کردی
  5. شمارهٔ ۱۳۷۴گر درد من سر از دل فرهاد بر زدی
  6. شمارهٔ ۱۳۷۵دولت اگر مدد کند گلبن باغ من شوی
  7. شمارهٔ ۱۳۷۶از جهان این بس که نانی خشک و آبی خوش کنی
  8. شمارهٔ ۱۳۷۷دشنام تلخ کز لب چون شکرم دهی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.