پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶۷

ایسرو اگر این سوخته را دست بدادی

جانرا چو گلی در کف دست تو نهادی

گر بوی ترا یوسف مصری بشنیدی

سر بر زدی از خاکو بپای تو فتادی

حسن تو پسر گر شدی از روز ازل فاش

بی عشق کس از ما در ایام نزادی

گر عقد محبت دل ما با تو نبستی

چشم تو در فتنه برویم نگشادی

در گلشن فردوی که کوثر دهدش آب

هرگز ز تو خوشتر ندمد نخل مرادی

بر خاک نهادم به ادب پیش سگت روی

در روی زمین نیست چو من خاک نهادی

اهلی است غلام تو و هیچش نکنی یاد

بدبخت غلامی که نیرزید به یادی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶۹مستی و غم از طعن بداندیش نداری
  2. شمارهٔ ۱۳۷۰نظری فکن که دارم تن زار و روی زردی
  3. شمارهٔ ۱۳۷۱صوفی تو نیی صافی از عشق چه میلافی
  4. شمارهٔ ۱۳۷۲ایگل که غم عاشق مدهوش نداری
  5. شمارهٔ ۱۳۷۳رفتی و چراغ ستم افروخته کردی
  6. شمارهٔ ۱۳۷۴گر درد من سر از دل فرهاد بر زدی
  7. شمارهٔ ۱۳۷۵دولت اگر مدد کند گلبن باغ من شوی
  8. شمارهٔ ۱۳۷۶از جهان این بس که نانی خشک و آبی خوش کنی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.