پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶۵

ای آب حیوان کاتشم از لعل نوشین میزنی

گر یک نفس پیشت زنم بر چهره صد چین میزنی

چون آفتابی مهربان با جمله ذرات جهان

با من که دارم مهر تو دایم دم از کین میزنی

شیرین چه باشد پیش تو صد جان شیرین میدهی

آندم که شکر خنده یی از لعل نوشین میزنی

گر شیخ صنعان را بود ترسابتی رهزن چه شد

توبت مسلما نزاده یی آتش چه در دین میزنی

آزار مردم میکنی تا من بمیرم از حسد

دایم سگان خویش را سنگ از پی کین میزنی

صید دل مسکین من گر ننگ میداری چرا

هر دم ز مژگان ناو کی بر جان مسکین میزنی

اهلی چو آهوی ختا کلک تو ریزد نافه ها

روشن شد از کلکت که دم زانزلف مشکین میزنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶۷ایسرو اگر این سوخته را دست بدادی
  2. شمارهٔ ۱۳۶۸دلا، با شمع خویشت در نگیرد گریه و زاری
  3. شمارهٔ ۱۳۶۹مستی و غم از طعن بداندیش نداری
  4. شمارهٔ ۱۳۷۰نظری فکن که دارم تن زار و روی زردی
  5. شمارهٔ ۱۳۷۱صوفی تو نیی صافی از عشق چه میلافی
  6. شمارهٔ ۱۳۷۲ایگل که غم عاشق مدهوش نداری
  7. شمارهٔ ۱۳۷۳رفتی و چراغ ستم افروخته کردی
  8. شمارهٔ ۱۳۷۴گر درد من سر از دل فرهاد بر زدی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.