پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶۳

گر بود یوسفش گرانجانی

بگرانجانی خود ارزانی

وقت آن خوش که از سبکروحیست

همچو ساغر گشاده پیشانی

تا نگردد ز گریه دیده سپید

نشکفد نو بهار روحانی

ایگل از خود ملاف کان عارض

گر به بینی ورق بگردانی

هر که خود را نکشت روز وصال

میکشد آخرش پشیمانی

از سر زلف یار رشته صبر

گم کنی هر دم از پریشانی

اهلی از هجر دل بمردن نه

مرده بهتر که زنده درمانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶۵ای آب حیوان کاتشم از لعل نوشین میزنی
  2. شمارهٔ ۱۳۶۶باز دل میبردم عشوه سرو نازی
  3. شمارهٔ ۱۳۶۷ایسرو اگر این سوخته را دست بدادی
  4. شمارهٔ ۱۳۶۸دلا، با شمع خویشت در نگیرد گریه و زاری
  5. شمارهٔ ۱۳۶۹مستی و غم از طعن بداندیش نداری
  6. شمارهٔ ۱۳۷۰نظری فکن که دارم تن زار و روی زردی
  7. شمارهٔ ۱۳۷۱صوفی تو نیی صافی از عشق چه میلافی
  8. شمارهٔ ۱۳۷۲ایگل که غم عاشق مدهوش نداری
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.