پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵۸

ای بلعل شکرین چشمه حیوان کسی

هرکه مشتاق تو باشد چکند جان کسی

از نمکدان دهانت جگرم میسوزد

چند از شوق تو سوزد دل بریان کسی

اینچه ابرو و چه چشم اینچه دهان و چه لبست

از تو چون سیر شود دیده حیران کسی

ای چه خورشید فلک بر افق بخت بلند

کی ترا غم بود از اشک چو طوفان کسی

گر تو شمشیر کشی دست من و دامن صبر

نرسد دست فقیران بگریبان کسی

خبر از داغ دل سوختگان کی دارد

او که آگه نشد از ناله پنهان کسی

اهلی از ماه جبینان تو بمعراج وصال

کی رسی تا نزنی دست بدامان کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶۰با همه لطف و با منت این همه ناز و سرکشی
  2. شمارهٔ ۱۳۶۱ای ز جان شیرین تر و زیباتر از حور و پری
  3. شمارهٔ ۱۳۶۲می خور که در سرای جهان نیست محکمی
  4. شمارهٔ ۱۳۶۳گر بود یوسفش گرانجانی
  5. شمارهٔ ۱۳۶۴از خون دیدها شد کوی تو لاله‌زاری
  6. شمارهٔ ۱۳۶۵ای آب حیوان کاتشم از لعل نوشین میزنی
  7. شمارهٔ ۱۳۶۶باز دل میبردم عشوه سرو نازی
  8. شمارهٔ ۱۳۶۷ایسرو اگر این سوخته را دست بدادی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.