پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵۶

صوفی اگر حریف ما بهر شراب میشوی

تا نچشیده یی برو ورنه خراب میشوی

بسکه چو باده خون ما شب همه شب همیخوری

چون گل تازه صبحدم مست شراب میشوی

ایکه طبیبی از سرم بگذر و حال من مپرس

آتش من بهم مزن ورنه کباب میشوی

از هوس لبش دلا، تشنه مشو نفس نفس

گرچه ز گریه دمبدم غرقه در آب میشوی

اهلی شوخدیده گو از در نیکویان برو

ورنه چو اشک خود خجل از همه باب میشوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵۸ای بلعل شکرین چشمه حیوان کسی
  2. شمارهٔ ۱۳۵۹کاشکی فرق سرم فرش سرایت بودی
  3. شمارهٔ ۱۳۶۰با همه لطف و با منت این همه ناز و سرکشی
  4. شمارهٔ ۱۳۶۱ای ز جان شیرین تر و زیباتر از حور و پری
  5. شمارهٔ ۱۳۶۲می خور که در سرای جهان نیست محکمی
  6. شمارهٔ ۱۳۶۳گر بود یوسفش گرانجانی
  7. شمارهٔ ۱۳۶۴از خون دیدها شد کوی تو لاله‌زاری
  8. شمارهٔ ۱۳۶۵ای آب حیوان کاتشم از لعل نوشین میزنی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.