پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴۶

غیرتم در دیده ها چون باد اگر ره داشتی

ذره یی خاکرهش در چشم من نگذاشتی

گرنه بر بالای هم نه طاق بستی این سرای

گرد باد آه من سقفش ز جا برداشتی

گل شکفت از خاکره هرجا سگ او پا نهاد

کاشکی چشم مرا هم خاک راه انگاشتی

گر بخاک پای او بودی فلک را دسترس

چشمه خورشید را صد ره بخاک انباشتی

من ز بختم گل شکفتن چشم او در راه من

گر توانستی بجای سبزه پیکان داشتی

با چنین رویی که پنهان شد ز شرم او ملک

کی شدی خورشید پیدا گر حیایی داشتی

پیش اهلی با چنین رسوایی و شرمندگی

هرکه مجنون را بدیدی عاقلی پنداشتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴۸نظر ز آن نوغزال ایدل به بیداری تو میپوشی
  2. شمارهٔ ۱۳۴۹ز هستی تا نشان داری نشان تیر غم باشی
  3. شمارهٔ ۱۳۵۰گر چو شمعم بکشی زنده بیک خنده کنی
  4. شمارهٔ ۱۳۵۱گیرم دل من از غم دیوانه زیست باری
  5. شمارهٔ ۱۳۵۲بردی دلم اگرچه ندارم شکایتی
  6. شمارهٔ ۱۳۵۳خوشیم با ستم و محنتی که میخواهی
  7. شمارهٔ ۱۳۵۴تو مرا اگر نبخشی من و کنج نامرادی
  8. شمارهٔ ۱۳۵۵ایکه بقتل عاشقان مست و خراب میروی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.