پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵۰

گر چو شمعم بکشی زنده بیک خنده کنی

خنده یی کن که رگ مرده من زنده کنی

گر بدین شکل و شمایل گذری بر یوسف

با همه سلطنتش بار دگر بنده کنی

رحمتی کن که برآری چو گل از خاک مرا

چند چون نرگسم از غصه سرافکنده کنی

در میخانه برندان بگشا کعبه بهل

کعبه آنست که غمخواری درمانده کنی

پرده بر اهلی دلسوخته چون لاله مدر

سهل باشد که دلی سوخته شرمنده کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵۲بردی دلم اگرچه ندارم شکایتی
  2. شمارهٔ ۱۳۵۳خوشیم با ستم و محنتی که میخواهی
  3. شمارهٔ ۱۳۵۴تو مرا اگر نبخشی من و کنج نامرادی
  4. شمارهٔ ۱۳۵۵ایکه بقتل عاشقان مست و خراب میروی
  5. شمارهٔ ۱۳۵۶صوفی اگر حریف ما بهر شراب میشوی
  6. شمارهٔ ۱۳۵۷گر به غم شادی ز عشقش شادمانی‌ها کنی
  7. شمارهٔ ۱۳۵۸ای بلعل شکرین چشمه حیوان کسی
  8. شمارهٔ ۱۳۵۹کاشکی فرق سرم فرش سرایت بودی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.