پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵۲

بردی دلم اگرچه ندارم شکایتی

دل باز ده که با تو بگویم حکایتی

ما بنده توییم چرا بی‌عنایتی؟

کس دل به بندگی ننهد بی عنایتی

از درد دل نهایت کارم پدید نیست

درد دل است این که ندارد نهایتی

از آب خضر و آتش موسی غرض تویی

هرکس کند ز قصه حسنت روایتی

جز ما که جان به مهر تو دادیم بی‌گناه

از جرم دوستی نکشد کس جنایتی

پیش تو در حمایت بخت است هر که هست

هرگز نکرد بخت بد ما حمایتی

اهلی دل از وفای تو و بخت خود برید

لیکن هنوز می‌کشدش دل سرایتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵۴تو مرا اگر نبخشی من و کنج نامرادی
  2. شمارهٔ ۱۳۵۵ایکه بقتل عاشقان مست و خراب میروی
  3. شمارهٔ ۱۳۵۶صوفی اگر حریف ما بهر شراب میشوی
  4. شمارهٔ ۱۳۵۷گر به غم شادی ز عشقش شادمانی‌ها کنی
  5. شمارهٔ ۱۳۵۸ای بلعل شکرین چشمه حیوان کسی
  6. شمارهٔ ۱۳۵۹کاشکی فرق سرم فرش سرایت بودی
  7. شمارهٔ ۱۳۶۰با همه لطف و با منت این همه ناز و سرکشی
  8. شمارهٔ ۱۳۶۱ای ز جان شیرین تر و زیباتر از حور و پری
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.