پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴۸

نظر ز آن نوغزال ایدل به بیداری تو میپوشی

تو پنداریکه بیداری ولی در خواب خرگوشی

لب عیسی دم جانبخشی اورا خدا دادش

تو باری از حسد ایچشمه حیوان چه میجوشی

من از شیرین لبت ایمه بتلخی میخورم حسرت

تو باری خون تلخ من عجب شیرین همی نوشی

چه سازم با فغان گر روی زرد از دیگران پوشم

برو ای اشک خونین پرده بر کارم چه میپوشی

چو اهلی گر خموشم صد علم زد بر فلک آهم

ز بیداد فغان فریاد میدارم ز خاموشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵۰گر چو شمعم بکشی زنده بیک خنده کنی
  2. شمارهٔ ۱۳۵۱گیرم دل من از غم دیوانه زیست باری
  3. شمارهٔ ۱۳۵۲بردی دلم اگرچه ندارم شکایتی
  4. شمارهٔ ۱۳۵۳خوشیم با ستم و محنتی که میخواهی
  5. شمارهٔ ۱۳۵۴تو مرا اگر نبخشی من و کنج نامرادی
  6. شمارهٔ ۱۳۵۵ایکه بقتل عاشقان مست و خراب میروی
  7. شمارهٔ ۱۳۵۶صوفی اگر حریف ما بهر شراب میشوی
  8. شمارهٔ ۱۳۵۷گر به غم شادی ز عشقش شادمانی‌ها کنی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.