پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴۷

کعبه گر میطلبی سعی کن آرام مجوی

محمل از چرخ مخواه و شتر از بام مجوی

وعده کام ز شیرین دهنان هست هلاک

یاد ناکامی فرهاد کن و کام مجوی

همدم خاص سگ او شو و بگریز ز خلق

یعنی امید دل از دوستی عام مجوی

هرکه در بند کسی نیست گرفتار خودست

صید زلفش شو و آزادی ازین دام مجوی

عمر خود صرف مکن در طلب آب حیات

باده پخته خور و آرزوی خام مجوی

سگ او شو بنهان اهلی و شهرت مطلب

نام خود گم کن و چون بوالهوسان نام مجوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴۹ز هستی تا نشان داری نشان تیر غم باشی
  2. شمارهٔ ۱۳۵۰گر چو شمعم بکشی زنده بیک خنده کنی
  3. شمارهٔ ۱۳۵۱گیرم دل من از غم دیوانه زیست باری
  4. شمارهٔ ۱۳۵۲بردی دلم اگرچه ندارم شکایتی
  5. شمارهٔ ۱۳۵۳خوشیم با ستم و محنتی که میخواهی
  6. شمارهٔ ۱۳۵۴تو مرا اگر نبخشی من و کنج نامرادی
  7. شمارهٔ ۱۳۵۵ایکه بقتل عاشقان مست و خراب میروی
  8. شمارهٔ ۱۳۵۶صوفی اگر حریف ما بهر شراب میشوی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.