پرش به محتوای اصلی

واقف لاهوری

غزلیات

۱,۰۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۷۸۱ نخست آن کس که شد در عشق او افسانه من بودم
  2. شمارهٔ ۷۸۲ تا به کی از ستمش آه کنم
  3. شمارهٔ ۷۸۳ گشتم دو تا ز درد به یکتایی‌ات قسم
  4. شمارهٔ ۷۸۴ سراسر خشک دیدم مزرع خود تا نظر کردم
  5. شمارهٔ ۷۸۵ به گلشن پیش آن نازآفرین چشم
  6. شمارهٔ ۷۸۶ همان بهتر که من از آستانش زود برخیزم
  7. شمارهٔ ۷۸۷ قطرهٔ اشکی به صد خون جگر پیدا کنم
  8. شمارهٔ ۷۸۸ به کوی یار گذاری که داشتم دارم
  9. شمارهٔ ۷۸۹ چه خوش باشد به ن نوخط به گلشن باده نوشیدن
  10. شمارهٔ ۷۹۰ شبی به کلبهٔ احزان من بیا بنشین
  11. شمارهٔ ۷۹۱ یک جا می‌روی از برزده دامان بنشین
  12. شمارهٔ ۷۹۲ من نمی‌گویم که مجنون باش و در صحرا نشین
  13. شمارهٔ ۷۹۳ بر سر دل مرا عتاب مکن
  14. شمارهٔ ۷۹۴ امروز مرا کرد غم یار پریشان
  15. شمارهٔ ۷۹۵ وصل تو به خواب دید نتوان
  16. شمارهٔ ۷۹۶ بستهٔ زنجیر گیسویت نه من صد همچو من
  17. شمارهٔ ۷۹۷ به دست من افتاد کار گریبان
  18. شمارهٔ ۷۹۸ گر کشد باز ز دست من شیدا دامن
  19. شمارهٔ ۷۹۹ سوخت بی‌مهریت ستارهٔ من
  20. شمارهٔ ۸۰۰ کی بود گریه دست و گریبانم این‌چنین
  21. شمارهٔ ۸۰۱ در آ خندان ز در جانانهٔ من
  22. شمارهٔ ۸۰۲ تنگ‌تر از دل مور است فضای دل من
  23. شمارهٔ ۸۰۳ شوخ سرکش پسری وای به من
  24. شمارهٔ ۸۰۴ هر غنچه بشکفت الا دل من
  25. شمارهٔ ۸۰۵ انکار اهل صدق و صفا می‌کنی مکن
  26. شمارهٔ ۸۰۶ سیاهی کرده جا در دیدهٔ من
  27. شمارهٔ ۸۰۷ ابری کشید سر به هوای گریستن
  28. شمارهٔ ۸۰۸ مده به یاد من دلفگار خندیدن
  29. شمارهٔ ۸۰۹ خوشا رهرو که تا منزل رسیدن
  30. شمارهٔ ۸۱۰ فتاد از ضعف نبضم از طپیدن
  31. شمارهٔ ۸۱۱ می‌نهد هرگاه آن سرکش جوان پا بر زمین
  32. شمارهٔ ۸۱۲ بی‌یار گرفته شد دل من
  33. شمارهٔ ۸۱۳ نیست همچون شمع ما را الفتی با پیرهن
  34. شمارهٔ ۸۱۴ مهربانی نشد دوچار به من
  35. شمارهٔ ۸۱۵ سرو روان من گذر افکن به سوی من
  36. شمارهٔ ۸۱۶ از سحرسازی نگه نازنینی من
  37. شمارهٔ ۸۱۷ هجر تو کرد بس که سیه روزگار من
  38. شمارهٔ ۸۱۸ غم دوش در عزای دل مبتلای من
  39. شمارهٔ ۸۱۹ پیکان یار بس که شکست استخوان من
  40. شمارهٔ ۸۲۰ ز تو شاه من جلوسی به سریر ناز کردن
  41. شمارهٔ ۸۲۱ در دلم هست که نالم سحری بهتر ازین
  42. شمارهٔ ۸۲۲ بیش از دلی ندارم و خوبان هزار تن
  43. شمارهٔ ۸۲۳ گر آمدم به پیش تو چین بر جبین مزن
  44. شمارهٔ ۸۲۴ سنگسارم کرد آن مه مهربانی را ببین
  45. شمارهٔ ۸۲۵ نه من خط جانب آن بی‌وفا خواهم فرستادن
  46. شمارهٔ ۸۲۶ ندارد حاصلی پیش نکویان درددل کردن
  47. شمارهٔ ۸۲۷ کمر بستی به کین من نشستی در کمین من
  48. شمارهٔ ۸۲۸ دل از غم تو زبون شد چه می‌توان کردن
  49. شمارهٔ ۸۲۹ زنده دل را نسزد گرد هنر گردیدن
  50. شمارهٔ ۸۳۰ می‌گفت بلبلِ قفسی شب چمن چمن
  51. شمارهٔ ۸۳۱ به رنگ لاله مرا رسته از جگر ناخن
  52. شمارهٔ ۸۳۲ نه شوق دیدنت از دل به در توان کردن
  53. شمارهٔ ۸۳۳ کنون که موج سرشکم رسید تا گردن
  54. شمارهٔ ۸۳۴ اشکم به دیده می‌گفت آمادهٔ چکیدن
  55. شمارهٔ ۸۳۵ صبح خندید ای دل خوابیده چشمی باز کن
  56. شمارهٔ ۸۳۶ ای دل هوس شیشه و پیمانه رها کن
  57. شمارهٔ ۸۳۷ ماند واپس به رهت دین و دل و جان از من
  58. شمارهٔ ۸۳۸ کار ما گذشت از کار فکر ما خدا را کن
  59. شمارهٔ ۸۳۹ چون سیل روم در طلب دوست شتابان
  60. شمارهٔ ۸۴۰ دل رفت ز من پی نکویان

متن اشعار به نقل از گنجور.