پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۵

نه من خط جانب آن بی‌وفا خواهم فرستادن

غبار خویش همراه صبا خواهم فرستادن

جدا هریک کند تا شرح احوال جدایی را

برش دل را جدا جان را جدا خواهم فرستادن

تو پرمستعجلی قاصد ببر مکتوب شوق من

شکایت‌نامهٔ هجر از قفا خواهم فرستادن

اگر بیگانه می‌پندارد آن محبوب قاصد را

به سویش نالهٔ دردآشنا خواهم فرستادن

تهیدستم ندارم تحفهٔ مقبول درگاهش

دعا خواهم فرستادن دعا خواهم فرستادن

هوای پای بوس آن نگار از بس به سر دارم

به دست گریهٔ خونین حنا خواهم فرستادن

دل و جان در غم دوری ز من بیگانه شد واقف

ندانم سوی او اکنون کرا خواهم فرستادن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۷کمر بستی به کین من نشستی در کمین من
  2. شمارهٔ ۸۲۸دل از غم تو زبون شد چه می‌توان کردن
  3. شمارهٔ ۸۲۹زنده دل را نسزد گرد هنر گردیدن
  4. شمارهٔ ۸۳۰می‌گفت بلبلِ قفسی شب چمن چمن
  5. شمارهٔ ۸۳۱به رنگ لاله مرا رسته از جگر ناخن
  6. شمارهٔ ۸۳۲نه شوق دیدنت از دل به در توان کردن
  7. شمارهٔ ۸۳۳کنون که موج سرشکم رسید تا گردن
  8. شمارهٔ ۸۳۴اشکم به دیده می‌گفت آمادهٔ چکیدن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.