پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۴

سنگسارم کرد آن مه مهربانی را ببین

ناله‌ای هرگز نکردم سخت‌جانی را ببین

مدعی بر مرگ من صد ره گواهی داد و او

زنده پندارد هنوزم بدگمانی را ببین

درد بی‌پرواییش افکنده بر بستر مرا

کاش کس گوید به او گاهی فلانی را ببین

جلوهٔ آن ماه زرین پوشم از بی‌طالعی

برق خرمن شد بلای آسمانی را ببین

شب به شاخی روز بر شاخی کشم واقف صفیر

بلبل این گلشنم بی‌آشیانی را ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۶ندارد حاصلی پیش نکویان درددل کردن
  2. شمارهٔ ۸۲۷کمر بستی به کین من نشستی در کمین من
  3. شمارهٔ ۸۲۸دل از غم تو زبون شد چه می‌توان کردن
  4. شمارهٔ ۸۲۹زنده دل را نسزد گرد هنر گردیدن
  5. شمارهٔ ۸۳۰می‌گفت بلبلِ قفسی شب چمن چمن
  6. شمارهٔ ۸۳۱به رنگ لاله مرا رسته از جگر ناخن
  7. شمارهٔ ۸۳۲نه شوق دیدنت از دل به در توان کردن
  8. شمارهٔ ۸۳۳کنون که موج سرشکم رسید تا گردن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.