پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۳

گر آمدم به پیش تو چین بر جبین مزن

سوهان به روح من مزن این نازنین مزن

دود دلی مباد فتد در قفای تو

زنهار بر چراغ کسی آستین مزن

رو داده است صحبت گرم امشبم به یار

ای صبح از حسد دم سرد از کمین مزن

دل از چکیدهٔ جگرم تا گلو پر است

این شیشه را ز سنگدلی بر زمین مزن

مستی و کافری شده شایع ز غمزه‌ات

آه ای بت فرنگ ره عقل و دین مزن

ترسم که شعله‌ای به تو سوء ادب کند

دامن بر آتش دل ما بیش ازین مزن

دور از مروت است شکستن شکسته را

سنگ جفا بر این دل اندوهگین مزن

دیوانهٔ نظاره آن دست وشست را

گر تیر می‌زنی به خدا از کمین مزن

واقف ز ناله سوختنم بود اگر غرض

من سوختم دگر نفس آتشین مزن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۵نه من خط جانب آن بی‌وفا خواهم فرستادن
  2. شمارهٔ ۸۲۶ندارد حاصلی پیش نکویان درددل کردن
  3. شمارهٔ ۸۲۷کمر بستی به کین من نشستی در کمین من
  4. شمارهٔ ۸۲۸دل از غم تو زبون شد چه می‌توان کردن
  5. شمارهٔ ۸۲۹زنده دل را نسزد گرد هنر گردیدن
  6. شمارهٔ ۸۳۰می‌گفت بلبلِ قفسی شب چمن چمن
  7. شمارهٔ ۸۳۱به رنگ لاله مرا رسته از جگر ناخن
  8. شمارهٔ ۸۳۲نه شوق دیدنت از دل به در توان کردن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.