پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۶

سیاهی کرده جا در دیدهٔ من

که شد چشمم ازو چون سرمه روشن

دگر گم شد دل دیوانهٔ من

سراغش می‌کنم گلخن به گلخن

ز تیغ او که باشد زندگی‌بخش

اگر گردن کشم خونم به گردن

شود مژگان او گر کار فرما

توانم کوه را کندن به سوزن

ازان چاک گریبان چشم بد دور

که گل‌ها راست سرمشق شگفتن

ز چشمش سرمه چون دید التفاتی

فرامش کرد سختی‌های هاون

ز من آموخت این آهنگ ورنه

چه می‌دانست بلبل طرز شیون

به‌سان شمع در شب‌های تاریک

سواد گریه را کردیم روشن

مده می زاهد افسرده دل را

چه ریزی در چراغ مرده روغن

مرا در آستین دستی است واقف

که نشناسد گریبان را ز دامن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۸مده به یاد من دلفگار خندیدن
  2. شمارهٔ ۸۰۹خوشا رهرو که تا منزل رسیدن
  3. شمارهٔ ۸۱۰فتاد از ضعف نبضم از طپیدن
  4. شمارهٔ ۸۱۱می‌نهد هرگاه آن سرکش جوان پا بر زمین
  5. شمارهٔ ۸۱۲بی‌یار گرفته شد دل من
  6. شمارهٔ ۸۱۳نیست همچون شمع ما را الفتی با پیرهن
  7. شمارهٔ ۸۱۴مهربانی نشد دوچار به من
  8. شمارهٔ ۸۱۵سرو روان من گذر افکن به سوی من
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.