پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۲

بی‌یار گرفته شد دل من

بی‌کار گرفته شد دل من

یک‌بار شگفته رو ندیدم

بسیار گرفته شد دل من

شب‌ها در کوی او چو دزدان

صدبار گرفته شد دل من

ای آیینه رو بیا که بی‌تو

زنگار گرفته شد دل من

با غیر شکفتنت چه لازم

انکار گرفته شد دل من

واقف این طرز گفت‌وگو را

بگذار گرفته شد دل من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۴مهربانی نشد دوچار به من
  2. شمارهٔ ۸۱۵سرو روان من گذر افکن به سوی من
  3. شمارهٔ ۸۱۶از سحرسازی نگه نازنینی من
  4. شمارهٔ ۸۱۷هجر تو کرد بس که سیه روزگار من
  5. شمارهٔ ۸۱۸غم دوش در عزای دل مبتلای من
  6. شمارهٔ ۸۱۹پیکان یار بس که شکست استخوان من
  7. شمارهٔ ۸۲۰ز تو شاه من جلوسی به سریر ناز کردن
  8. شمارهٔ ۸۲۱در دلم هست که نالم سحری بهتر ازین
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.