پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۰

ز تو شاه من جلوسی به سریر ناز کردن

ز من گدا سجودی ز سر نیاز کردن

چشم و ادا و نازی که تراست کس ندارد

به دیار دلمسلم به تو ترکتاز کردن

ز جفا و جور بگذر به شکایتم میاور

که چون بازگشت این در نتوان فراز کردن

به کدام بخت و طالع به تو اختلاط جستن

به کدام صبر و طاقت ز تو احتراز کردن

ز نزاکت تو جانان شده عرصه تنگ بر ما

نتوان برت حدیثی غم جانگداز کردن

همه حیرتم ندانم چه شراب داده عشقم

که تو را نمی‌توانم ز خود امتیاز کردن

تو هواپرستی ای دل ز تو کی رواست طاعت

چو بود در آستین بت نتوان نماز کردن

تو اگرچه خصم جانی چو بلای آسمانی

چه کنم نمی‌توانم ز تو احتراز کردن

برو ای صبا به جانان ز من این سخن بکن عرض

که ز بنده سر فکندن ز تو سرفراز کردن

ز نزاکت تو جانان شده عرصه تنگ بر ما

نتوان برت حدیث غم جانگداز کردن

به دو روزه عمر کوته چه خیال بسته واقف

که ز زلف یار خواهد گلهٔ دراز کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۲بیش از دلی ندارم و خوبان هزار تن
  2. شمارهٔ ۸۲۳گر آمدم به پیش تو چین بر جبین مزن
  3. شمارهٔ ۸۲۴سنگسارم کرد آن مه مهربانی را ببین
  4. شمارهٔ ۸۲۵نه من خط جانب آن بی‌وفا خواهم فرستادن
  5. شمارهٔ ۸۲۶ندارد حاصلی پیش نکویان درددل کردن
  6. شمارهٔ ۸۲۷کمر بستی به کین من نشستی در کمین من
  7. شمارهٔ ۸۲۸دل از غم تو زبون شد چه می‌توان کردن
  8. شمارهٔ ۸۲۹زنده دل را نسزد گرد هنر گردیدن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.