پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۹

پیکان یار بس که شکست استخوان من

نگشاد تیر آه دل سخت جان من

کو مشفقی که بعد هلاک من حزین

سازد رقم به خون جگر داستان من

هر بوالهوس کجاست سزاوار دوستی

دشمن مشو به جان رقیبان به جان من

بعد از پریدن من ازین باغ ای فلک

تسلیم عندلیب کنی آشیان من

پیدا که می‌کند من گم‌گشته را دگر

گر تیر غمزهٔ تو نجوید نشان من

بگذار تا عتاب تو مخصوص من شود

نامهربان به غیر مشو مهربان من

من آن نیم که راه وفای تو گم کنم

صد ره اگر کنی به جفا امتحان من

تحریر می‌کند به سگش نامه‌های شوق

در زیر خاک هر قلم استخوان من

واقف نوشتی این غزل من به خون دل

شاباش مهربان من و قدردان من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۱در دلم هست که نالم سحری بهتر ازین
  2. شمارهٔ ۸۲۲بیش از دلی ندارم و خوبان هزار تن
  3. شمارهٔ ۸۲۳گر آمدم به پیش تو چین بر جبین مزن
  4. شمارهٔ ۸۲۴سنگسارم کرد آن مه مهربانی را ببین
  5. شمارهٔ ۸۲۵نه من خط جانب آن بی‌وفا خواهم فرستادن
  6. شمارهٔ ۸۲۶ندارد حاصلی پیش نکویان درددل کردن
  7. شمارهٔ ۸۲۷کمر بستی به کین من نشستی در کمین من
  8. شمارهٔ ۸۲۸دل از غم تو زبون شد چه می‌توان کردن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.