پرش به محتوای اصلی

واقف لاهوری

غزلیات

۱,۰۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۸۴۱ سرمه‌سا چشم تو کرد این همه بیداد به من
  2. شمارهٔ ۸۴۲ کشم از خار خار گل‌عذاران
  3. شمارهٔ ۸۴۳ دل دید ز بس که خواری من
  4. شمارهٔ ۸۴۴ ای چرخ بعد مرگ ز خاکم پیاله کن
  5. شمارهٔ ۸۴۵ هر کجا طفلی بود دیوانه من
  6. شمارهٔ ۸۴۶ سلوکی طرفهٔ آن یار جانی می‌کند با من
  7. شمارهٔ ۸۴۷ نالد دلم چو بلبل از آمد بهاران
  8. شمارهٔ ۸۴۸ در خون نشاند دل را مژگان دل‌شکاران
  9. شمارهٔ ۸۴۹ خوش آن شب‌ها که در گوشش حدیثی می‌رسید از من
  10. شمارهٔ ۸۵۰ بسته‌ام عهدی درستی در غمت با سوختن
  11. شمارهٔ ۸۵۱ قصد خونم کرده‌ای می‌کن چه باک ای نازنین
  12. شمارهٔ ۸۵۲ نیم غمگین دل و دین صبر و طاقت گر رمید از من
  13. شمارهٔ ۸۵۳ زهی سرحلقهٔ کاکل کمندان
  14. شمارهٔ ۸۵۴ اگر رسواست ور شیدا دل من
  15. شمارهٔ ۸۵۵ مردم و بوسه‌ای آن شوخ نبخشید به من
  16. شمارهٔ ۸۵۶ در خاطر رمیده‌دلان جا به هم رسان
  17. شمارهٔ ۸۵۷ دل ز چشم و ابروی جانانه می‌گوید سخن
  18. شمارهٔ ۸۵۸ مگر کرده ایت پیدا خوی طفل اشکبار من
  19. شمارهٔ ۸۵۹ پوشیده رخ ز دیدهٔ ما می‌روی مرو
  20. شمارهٔ ۸۶۰ ای مرا روی ارادت سوی تو
  21. شمارهٔ ۸۶۱ سود خود می‌شمرد غیر زیان من و تو
  22. شمارهٔ ۸۶۲ برو ای شوخ جفا کار برو
  23. شمارهٔ ۸۶۳ مایل رحم اگر بدی چشم ستم‌پرست تو
  24. شمارهٔ ۸۶۴ روزها شد نمی‌نمایی تو
  25. شمارهٔ ۸۶۵ کند گر ناوک آن آشنایی خانه در پهلو
  26. شمارهٔ ۸۶۶ از دست شست چشم‌سیاهی که آه ازو
  27. شمارهٔ ۸۶۷ دارد بهر باغ آن قامت و رو
  28. شمارهٔ ۸۶۸ خزان خط به جا نگذاشت رنگی از بهار او
  29. شمارهٔ ۸۶۹ خراب و خسته و بیمارم از تو
  30. شمارهٔ ۸۷۰ دل را نواخت گرچه لب نوشخند تو
  31. شمارهٔ ۸۷۱ تیر کاری خورده‌ام از شست او
  32. شمارهٔ ۸۷۲ شراب گرم نجوشد به انجمن بی تو
  33. شمارهٔ ۸۷۳ جانم به لب رسانده‌ای از دل برآ برو
  34. شمارهٔ ۸۷۴ باش ای گل عم یک‌ساله ز بلبل بشنو
  35. شمارهٔ ۸۷۵ سیاه شد روز من ای ماه بی تو
  36. شمارهٔ ۸۷۶ ای عرش فرش در حرم کبریای تو
  37. شمارهٔ ۸۷۷ ای اشک به خون طپیده‌ای تو
  38. شمارهٔ ۸۷۸ داغ بر سر نهم از یاد رخت گل گفته
  39. شمارهٔ ۸۷۹ سری دارم از دست سودا شکسته
  40. شمارهٔ ۸۸۰ ساقی اگر از می قدری هست به من ده
  41. شمارهٔ ۸۸۱ خوردم ز شست یار خدنگی که واه واه
  42. شمارهٔ ۸۸۲ تیر نازی کزان کمان جسته
  43. شمارهٔ ۸۸۳ مست و خنجر به کف ای شوخ بیا بسم‌الله
  44. شمارهٔ ۸۸۴ مهر و وفا ز من ز بتان جور و کین همه
  45. شمارهٔ ۸۸۵ خدا برد به کجا می‌روی شتاب‌زده
  46. شمارهٔ ۸۸۶ شد از بوی گریبانش سحرگاه
  47. شمارهٔ ۸۸۷ گو نباشد کسی به ما همراه
  48. شمارهٔ ۸۸۸ ای خدا آگهی از حال من زارش ده
  49. شمارهٔ ۸۸۹ ز چشمم می‌رسد آن نور دیده
  50. شمارهٔ ۸۹۰ شود سالک ز بند خود رها آهسته آهسته
  51. شمارهٔ ۸۹۱ ؟؟؟؟؟؟ در خواب دیده
  52. شمارهٔ ۸۹۲ من آتش به جان را می‌کشی رنجیده رنجیده
  53. شمارهٔ ۸۹۳ جانانه رام است الحمدالله
  54. شمارهٔ ۸۹۴ جانم به لب رسید مداوا چه فایده
  55. شمارهٔ ۸۹۵ دل از جفای عشق کشیدن چه فائده
  56. شمارهٔ ۸۹۶ آن خط نورسته شد بر من وبال تازه‌ای
  57. شمارهٔ ۸۹۷ ناصح فریب نرگس فتان ندیده‌ای
  58. شمارهٔ ۸۹۸ سرو قامت چه‌ها خوش آمده‌ای
  59. شمارهٔ ۸۹۹ دیده گریان سینه بریان کرده‌ای
  60. شمارهٔ ۹۰۰ ای دل به عشق کار نداری چه‌کاره‌ای

متن اشعار به نقل از گنجور.