پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۴

مهر و وفا ز من ز بتان جور و کین همه

من آن‌چنان که گفتم و ایشان چنین همه

تو یوسفی و جمله نکویان برادرت

آخر نهند سر به زمین پیش تو همه

با مهربانی توام ای ماه باک نیست

خوبان به من شوند اگر خشمگین همه

دیوانه نیستم ولیکن برای ما

دارند سنگ در بغل و آستین همه

چون بگذری به این قد نازآفرین به باغ

گویند سروها به قدت آفرین همه

هر گه به عزم خانه روان گردی از چمن

همره شوند سرو و گل و یاسمین همه

پیش بتان حدیث گل و لاله سر مکن

هستند خودپسند همه خویش بین همه

رحمی نمی‌کنی تو و گرنه ز گریه‌ام

غمگین همه حزین همه اندوهگین همه

سرمایه‌دار ناز تویی دیگران گدا

خرمن از آن توست بتان خوشه‌چین همه

واقف ندید روی خوش از هیچ‌کس دریغ

گردید این فلک‌زده روی زمین همه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۶شد از بوی گریبانش سحرگاه
  2. شمارهٔ ۸۸۷گو نباشد کسی به ما همراه
  3. شمارهٔ ۸۸۸ای خدا آگهی از حال من زارش ده
  4. شمارهٔ ۸۸۹ز چشمم می‌رسد آن نور دیده
  5. شمارهٔ ۸۹۰شود سالک ز بند خود رها آهسته آهسته
  6. شمارهٔ ۸۹۱؟؟؟؟؟؟ در خواب دیده
  7. شمارهٔ ۸۹۲من آتش به جان را می‌کشی رنجیده رنجیده
  8. شمارهٔ ۸۹۳جانانه رام است الحمدالله
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.