پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۰

شود سالک ز بند خود رها آهسته آهسته

رود از دست چون رنگ حنا آهسته آهسته

دل از خلوت کند کسب هوا آهسته آهسته

صدف گوهر نماید قطره را آهسته آهسته

تما شب به‌سان بدر بر من جلوه می‌کردی

ندانستم که گردی کم‌نما آهسته آهسته

به صاحب مشربان یک‌بار نسبت کی شود پیدا

به دریا می‌توان شد آشنا آهسته آهسته

نخواهم تند چون سیلاب گفتن سرگذشت خود

کنم پیش تو عرض این ماجرا آهسته آهسته

مباد از عرض احوال پریشنم شود برهم

به زلفش این سخن زن ای صبا آهسته آهسته

تلاش وصا این سیمین‌بران آخر گدایم کرد

شدم مفلس ز فکر کیمیا آهسته آهسته

به بالینم توان آمد که بیمار توام جانان

شتاب از آمدن نتوان بیا آهسته آهسته

ندارد گر اثر من برندارم دست از زاری

که گردد کارگر واقف دعا آهسته آهسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۲من آتش به جان را می‌کشی رنجیده رنجیده
  2. شمارهٔ ۸۹۳جانانه رام است الحمدالله
  3. شمارهٔ ۸۹۴جانم به لب رسید مداوا چه فایده
  4. شمارهٔ ۸۹۵دل از جفای عشق کشیدن چه فائده
  5. شمارهٔ ۸۹۶آن خط نورسته شد بر من وبال تازه‌ای
  6. شمارهٔ ۸۹۷ناصح فریب نرگس فتان ندیده‌ای
  7. شمارهٔ ۸۹۸سرو قامت چه‌ها خوش آمده‌ای
  8. شمارهٔ ۸۹۹دیده گریان سینه بریان کرده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.