پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۵

دل از جفای عشق کشیدن چه فائده

خون گشتن و ز دیده چکیدن چه فائده

آمادهٔ ملامت خلقی شده چه سود

نشنیدنی چند شنیدن چه فائده

بی‌خوابی فراق کشیدم تمام شب

در خواب هم وصال ندیدن چه فائده

شب‌ها به ناخوشی گذراندن به درد و غم

وانگه به روز خوش نرسیدن چه فائده

در بیع صرف‌کردن نقد وفا و مهر

جنس جفا و جورکشیدن چه فائده

مردن ز حسرت شکر بوسه‌ای عبث

وز یار زهر چشم چشیدن چه فائده

دنبال چشم آهوی لیلی طبیعتان

مجنون صفت ز خویش رمیدن چه فائده

بی‌حاصل است عجز بر سروقامتان

در پیش‌شان چو سرو خمیدن چه فائده

هیچ است چون دهان بتان هیچ زان مخواه

از هیچ کام دل طلبیدن چه فائده

از شوق اینکه دامن یاری فتد به دست

دیوانه‌وار جیب دریدن چه فائده

تا آرزوی دل به کنار آیدت دمی

از همدمان کناره‌گزیدن چه فائده

بدنام شهر گشتن ور سوای کو به کو

خجلت ز عمرو و زید کشیدن چه فائده

تا کی به خون خویش کسی دست و پا زند

واقف ز بسملانه طپیدن چه فائده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۷ناصح فریب نرگس فتان ندیده‌ای
  2. شمارهٔ ۸۹۸سرو قامت چه‌ها خوش آمده‌ای
  3. شمارهٔ ۸۹۹دیده گریان سینه بریان کرده‌ای
  4. شمارهٔ ۹۰۰ای دل به عشق کار نداری چه‌کاره‌ای
  5. شمارهٔ ۹۰۱دلی دارم چه دل از زلف او سرشار سودایی
  6. شمارهٔ ۹۰۲ای دل که ز ما پیش به آن بزم رسیدی
  7. شمارهٔ ۹۰۳نیست سرو این همه رعنا که تویی
  8. شمارهٔ ۹۰۴ازان بیگانه خوی ما نمی‌گوید به ما حرفی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.