پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۱

؟؟؟؟؟؟ در خواب دیده

که خیش از صبح پیراهن دریده

؟؟؟؟کحل الجواهر

کشم زان خاک پا منت به دیده

ز طور اشک حیرانم که این طفل

ز چشمم زاده بر رویم دویده

کلامم بس که دارد طول زان زلف

دهم عرض غزل گردد قصیده

پیامش نیست جز قطع محبت

خط مکتوب او باشد دریده

ز چاک سینه‌ام پیکان نماید

به رنگ دانه از نار کفیده

بساطش می‌شود برچیده از خط

عبث زلفش ز چین برخویش چیده

خط نورسته‌اش بر کهنه عشقم

فسون تازه‌ای واقف دمیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۳جانانه رام است الحمدالله
  2. شمارهٔ ۸۹۴جانم به لب رسید مداوا چه فایده
  3. شمارهٔ ۸۹۵دل از جفای عشق کشیدن چه فائده
  4. شمارهٔ ۸۹۶آن خط نورسته شد بر من وبال تازه‌ای
  5. شمارهٔ ۸۹۷ناصح فریب نرگس فتان ندیده‌ای
  6. شمارهٔ ۸۹۸سرو قامت چه‌ها خوش آمده‌ای
  7. شمارهٔ ۸۹۹دیده گریان سینه بریان کرده‌ای
  8. شمارهٔ ۹۰۰ای دل به عشق کار نداری چه‌کاره‌ای
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.