پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۷

گو نباشد کسی به ما همراه

بس بود بنده را خدا همراه

دل که می‌زد دم از رفاقت ما

یک قدم هم نشد به ما همراه

می‌کشد رشک سایه بر خاکم

که به او می‌رود چرا همراه

جز دل من که رفت در قدمش

کس نرفتست با بلا همراه

گرد من ره نیافت در کویش

بارها رفت با صبا همراه

شد انیس لحد پس از مرگم

غم عشق است تا کجا همراه

سفر عشق می‌کنی واقف

باش تا سازمت دعا همراه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۹ز چشمم می‌رسد آن نور دیده
  2. شمارهٔ ۸۹۰شود سالک ز بند خود رها آهسته آهسته
  3. شمارهٔ ۸۹۱؟؟؟؟؟؟ در خواب دیده
  4. شمارهٔ ۸۹۲من آتش به جان را می‌کشی رنجیده رنجیده
  5. شمارهٔ ۸۹۳جانانه رام است الحمدالله
  6. شمارهٔ ۸۹۴جانم به لب رسید مداوا چه فایده
  7. شمارهٔ ۸۹۵دل از جفای عشق کشیدن چه فائده
  8. شمارهٔ ۸۹۶آن خط نورسته شد بر من وبال تازه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.