پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۸

ای خدا آگهی از حال من زارش ده

یعنی اندک خبری زین غم بسیارش ده

درد بی‌دردی او را ز کرم درمانی

جان محزون تن لاغر دل بیمارش ده

دو سه روزش به مکافات عمل عاشق کن

یار بدخود و جفاجو ودل‌آزارش ده

دلش از وسوسهٔ عشق مشوش گردان

غم یارش ده و اندیشل اغیارش ده

خانه بیزاری عشاق ندانسته که جست

وحشتی در شب غم از در و دیوارش ده

می‌برد گرچه دل از کار به شیرین‌سخنی

قدری چاشنی درد به گفتارش ده

تا شود باخبر از حال مستسقی شوق

دم‌به‌دم تشنگی شربت دیدارش ده

تا بداند که چه‌ها می‌رود از وی و من

خون کن از عشق دلش چشم تلف کارش ده

تا به کی خون جگرها ز عقیقش بچکد

سروکاری به غم عشق جگرخوارش ده

چند بی‌درد به روز سیهٔ ما خندد

گریهٔ زار الهی به شب تارش ده

گذرش ده به سر کوچهٔ بدنامی‌ها

ننگ و ناموس بگیر و دل بی‌عارش ده

تا کند حال من سلسله برپا معلوم

دل سودایی در زلف گرفتارش ده

واقف این طرز نو از مولوی آموخت که گفت

«غم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۰شود سالک ز بند خود رها آهسته آهسته
  2. شمارهٔ ۸۹۱؟؟؟؟؟؟ در خواب دیده
  3. شمارهٔ ۸۹۲من آتش به جان را می‌کشی رنجیده رنجیده
  4. شمارهٔ ۸۹۳جانانه رام است الحمدالله
  5. شمارهٔ ۸۹۴جانم به لب رسید مداوا چه فایده
  6. شمارهٔ ۸۹۵دل از جفای عشق کشیدن چه فائده
  7. شمارهٔ ۸۹۶آن خط نورسته شد بر من وبال تازه‌ای
  8. شمارهٔ ۸۹۷ناصح فریب نرگس فتان ندیده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.