پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۶

در خاطر رمیده‌دلان جا به هم رسان

آرامگاه خویش به دنیا به هم رسان

از یک دگر ز تفرقهٔ عشق ما و دل

افتاده‌ایم دور خدایا به هم رسان

این شهری آهوان همه سرشار وحشت‌اند

مجنون‌صفت انس ز صحرا به هم رسان

سامان گریه گر به تو ای دل نمانده است

خونی به رسم قرض ز اعضا به هم رسان

آن شاهدی که از نظر خلق غایب است

در پرده نیست دیدهٔ بینا به هم رسان

سازم چه‌سان به عقل که زنجیر گیسوان

تکلیف می‌کنند که سودا به هم رسان

واقف به سوی اصل رو از پاک‌طینتی

ای قطره آشنایی دریا به هم رسان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۸مگر کرده ایت پیدا خوی طفل اشکبار من
  2. شمارهٔ ۸۵۹پوشیده رخ ز دیدهٔ ما می‌روی مرو
  3. شمارهٔ ۸۶۰ای مرا روی ارادت سوی تو
  4. شمارهٔ ۸۶۱سود خود می‌شمرد غیر زیان من و تو
  5. شمارهٔ ۸۶۲برو ای شوخ جفا کار برو
  6. شمارهٔ ۸۶۳مایل رحم اگر بدی چشم ستم‌پرست تو
  7. شمارهٔ ۸۶۴روزها شد نمی‌نمایی تو
  8. شمارهٔ ۸۶۵کند گر ناوک آن آشنایی خانه در پهلو
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.