پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۰

ای مرا روی ارادت سوی تو

قبلهٔ دل کعبهٔ جان کوی تو

بر سر کوی ارادت من کیم

بندهٔ صاحب سلامت کوی تو

غافل از دود دلم نتوان شدن

خواهد آمد همچو خط بر روی تو

هیچ‌کس از درد ما آگاه نشد

شد پریشان اندکی گیسوی تو

در بهشتم دل نمی‌آید فرود

تا جدا افتاده‌ام از کوی تو

چشم من بسیار گردید و ندید

گوشه‌ای چون گوشهٔ ابروی تو

خون خورم زین غم که چون مینای می

هر تنک ظرف است هم زانوی تو

سرو من رفتی و آب دیده‌ام

شد روان از بهر جست‌وجوی تو

چون کنم کز بهر آزارم رقیب

متفق شد با سگان کوی تو

گویمت دیوانه و مستم که کرد

بوی تو ای آفت جان بوی تو

غیر از تیغ تو شد سیراب و من

تشنه مردم بر کنار جوی تو

من گدای کویت ای مولای روم

شیئاً لله از جمال روی تو

داد واقف را بده ای شاه حسن

می‌کشد تصدیع در اروی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۲برو ای شوخ جفا کار برو
  2. شمارهٔ ۸۶۳مایل رحم اگر بدی چشم ستم‌پرست تو
  3. شمارهٔ ۸۶۴روزها شد نمی‌نمایی تو
  4. شمارهٔ ۸۶۵کند گر ناوک آن آشنایی خانه در پهلو
  5. شمارهٔ ۸۶۶از دست شست چشم‌سیاهی که آه ازو
  6. شمارهٔ ۸۶۷دارد بهر باغ آن قامت و رو
  7. شمارهٔ ۸۶۸خزان خط به جا نگذاشت رنگی از بهار او
  8. شمارهٔ ۸۶۹خراب و خسته و بیمارم از تو
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.