پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۶

از دست شست چشم‌سیاهی که آه ازو

ما را رسید تیر نگاهی که آه ازو

ابروکمان من پی آزار من مباش

دارم به جعبه ناوک آهی که آه ازو

هیچ از زر سپید سرشکم به جا نماند

دارم ز هجر روز سیاهی که آه ازو

پیش آمدم به هر قدمی کاهش دگر

افتاده‌ام چو شمع به راهی که آه ازو

همدم ز جور آن صف مژگان چه گویمت

محصور گشته‌ام به سپاهی که آه ازو

مانند کشتی‌ای که به طوفان شود دچار

دارم ز گریه حال تباهی که آه ازو

خیری نمی‌کند به گدایان کوی خویش

کارم فتاده است به شاهی که آه ازو

منکر چه‌سان ز عشق شوم با وجود اشک

بر روی من دویده گواهی که آه ازو

دارد چو ماه نو من دیوانه را بشور

بر فرق کج نهاده کلاهی که آه ازو

نالید و گفت شب دل مسکین دران ذقن

بختم فکنده است به چاهی که آه ازو

بر رخ نقاب طرهٔ شبگون گرفته یار

روزم سیاه ساخته ماهی که آه ازو

واقف چه پرسی‌ام سبب آه دم‌به‌دم

دارم به دوش بار گناهی که آه ازو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۸خزان خط به جا نگذاشت رنگی از بهار او
  2. شمارهٔ ۸۶۹خراب و خسته و بیمارم از تو
  3. شمارهٔ ۸۷۰دل را نواخت گرچه لب نوشخند تو
  4. شمارهٔ ۸۷۱تیر کاری خورده‌ام از شست او
  5. شمارهٔ ۸۷۲شراب گرم نجوشد به انجمن بی تو
  6. شمارهٔ ۸۷۳جانم به لب رسانده‌ای از دل برآ برو
  7. شمارهٔ ۸۷۴باش ای گل عم یک‌ساله ز بلبل بشنو
  8. شمارهٔ ۸۷۵سیاه شد روز من ای ماه بی تو
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.