پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۵

سیاه شد روز من ای ماه بی تو

به این عالم معاذالله بی تو

چه می‌پرسی خبر از کشور دل

که شد زیر و زبر ای شاه بی تو

ندارم در جگر آهی ولیکن

مرا باید کشیدن آه بی تو

غنیم غم به بنگاه دلم تافت

به غارت رفت آن بنگاه بی تو

به من جانی نماند از غم ولیکن

اسیرم در غم جانکاه بی تو

تباهی شد جهاز طاقت من

چه طوفان کرد اشک و آه بی تو

به غیر از آه صبح و گریهٔ شام

ز من نامد گه بیگاه بی تو

چه‌سان خواهد گذشت ایام عمرم

که حکم سال دارد ماه بی تو

چه آگاهی دهم از حال چونست

ز حال خود نیم آگاه بی تو

گران تمکین به‌سان کوه بودم

سبک گشتم چو برگ کاه بی تو

در این ایام روز و شب دگر شد

نه آن مهر است و نی آن ماه بی تو

به جز فریاد خاطرخواه از من

نیامد کار خاطرخواه بی تو

چه گویم قصهٔ طول امل را

کنون آن قصه شد کوتاه بی تو

به درگاه خدا نالد شب و روز

به زاری بندهٔ درگاه بی تو

تو ای یوسف لقا بازآ که رو داد

عزیزان را ملال چاه بی تو

تو ای خضر مبارک پی کجایی

که گم‌کردست واقف راه بی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۷ای اشک به خون طپیده‌ای تو
  2. شمارهٔ ۸۷۸داغ بر سر نهم از یاد رخت گل گفته
  3. شمارهٔ ۸۷۹سری دارم از دست سودا شکسته
  4. شمارهٔ ۸۸۰ساقی اگر از می قدری هست به من ده
  5. شمارهٔ ۸۸۱خوردم ز شست یار خدنگی که واه واه
  6. شمارهٔ ۸۸۲تیر نازی کزان کمان جسته
  7. شمارهٔ ۸۸۳مست و خنجر به کف ای شوخ بیا بسم‌الله
  8. شمارهٔ ۸۸۴مهر و وفا ز من ز بتان جور و کین همه
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.