پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۷

دل ز چشم و ابروی جانانه می‌گوید سخن

گاه از مسجد گه از میخانه می‌گوید سخن

از خیال گردن ساقی و چشم مست او

دل مدام از شیشه و پیمانه می‌گوید سخن

هست نخل و بید پیش اره یکسان همچنان

عشق با هرکس به یک انداز می‌گوید سخن

بیم تیغ ابروش نگذاشت دم در هیچ‌کس

نرگس او همچنان مستانه می‌گوید سخن

این غزل از پرتو صائب به من واقف رسید

از زبان شمع این پروانه می‌گوید سخن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۹پوشیده رخ ز دیدهٔ ما می‌روی مرو
  2. شمارهٔ ۸۶۰ای مرا روی ارادت سوی تو
  3. شمارهٔ ۸۶۱سود خود می‌شمرد غیر زیان من و تو
  4. شمارهٔ ۸۶۲برو ای شوخ جفا کار برو
  5. شمارهٔ ۸۶۳مایل رحم اگر بدی چشم ستم‌پرست تو
  6. شمارهٔ ۸۶۴روزها شد نمی‌نمایی تو
  7. شمارهٔ ۸۶۵کند گر ناوک آن آشنایی خانه در پهلو
  8. شمارهٔ ۸۶۶از دست شست چشم‌سیاهی که آه ازو
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.