پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۵

هر کجا طفلی بود دیوانه من

هر کجا شمعی بود پروانه من

هیچ‌کس چون من خرابی دوست نیست

هر کجا سیلی بود ویرانه من

غیرتی ای عشق آخر تا به کی

غیر با او آشنا بیگانه من

عاشقم لیکن ز اقبال نیاز

با تو دارم ناز معشوقانه من

چشم خواب‌آلوده‌ای چه دور

گر به بی‌خوابی شدم افسانه من

ساختم با اشک در کنج قفس

فارغم از فکر آب و دانه من

گشته‌ام در سینه‌صافی‌ها مثل

تا شدم دردی‌کش میخانه من

با پریشانان مرا آویزش است

هر کجا زلفیست واقف شانه من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۷نالد دلم چو بلبل از آمد بهاران
  2. شمارهٔ ۸۴۸در خون نشاند دل را مژگان دل‌شکاران
  3. شمارهٔ ۸۴۹خوش آن شب‌ها که در گوشش حدیثی می‌رسید از من
  4. شمارهٔ ۸۵۰بسته‌ام عهدی درستی در غمت با سوختن
  5. شمارهٔ ۸۵۱قصد خونم کرده‌ای می‌کن چه باک ای نازنین
  6. شمارهٔ ۸۵۲نیم غمگین دل و دین صبر و طاقت گر رمید از من
  7. شمارهٔ ۸۵۳زهی سرحلقهٔ کاکل کمندان
  8. شمارهٔ ۸۵۴اگر رسواست ور شیدا دل من
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.