پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۴

ای چرخ بعد مرگ ز خاکم پیاله کن

وانگه به یار باده‌گسارم حواله کن

اوراق دل که می‌بری ازمن مده به باد

یک‌بار خود مطالعهٔ این رساله کن

دارالشفای روی زمین است میکنده

آنجا برو علاج غم دیرساله کن

داغ کسی دلا به تو تنها نمی‌رسد

قسمت به عضو عضو چون اوراق لاله کن

آهنگ تازه‌ای به من آموخت است عشق

بلبل بیا به من بنشین مشق ناله کن

دل در گرفته‌ام ز تو در فکر رفتنم

فرصت غنیمت است بیا استماله کن

واقف به دست این دل صد چاک تا به کی

این شانه نذر آن بت مشکین کلاله کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۶سلوکی طرفهٔ آن یار جانی می‌کند با من
  2. شمارهٔ ۸۴۷نالد دلم چو بلبل از آمد بهاران
  3. شمارهٔ ۸۴۸در خون نشاند دل را مژگان دل‌شکاران
  4. شمارهٔ ۸۴۹خوش آن شب‌ها که در گوشش حدیثی می‌رسید از من
  5. شمارهٔ ۸۵۰بسته‌ام عهدی درستی در غمت با سوختن
  6. شمارهٔ ۸۵۱قصد خونم کرده‌ای می‌کن چه باک ای نازنین
  7. شمارهٔ ۸۵۲نیم غمگین دل و دین صبر و طاقت گر رمید از من
  8. شمارهٔ ۸۵۳زهی سرحلقهٔ کاکل کمندان
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.