پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۲

کشم از خار خار گل‌عذاران

هزارن ناله مانند هزاران

به یادآرم چو صحبت‌های یاران

سرشک از دیده می‌ریزم چو باران

نماند امروز غیر از شمع زنده

کسی از دودهٔ شب زنده‌داران

دل نگذاشت با کس از تطاول

کمند گیسوی این دل شکاران

چنین بهر که که می‌گردند افلاک

قرارم برده‌اند این بی‌قراران

به جز بر باد رفتن در هوایت

چه می‌آید دگر از خاکساران

ز بار معصیت شد حلقه پشتم

شدم سر حلقهٔ عصیان شعاران

بیا بلبل به هم صحبت بداریم

تو از گل نال من از گل‌عذاران

بگو لب را نمک بی‌جا نریزد

که مصرف نیستش جز دل‌فگاران

تو تا رفتی چمن آبی نخورد است

گل افسرداست همچو روزه‌داران

سر چشمان بیمار تو گردم

که گشته آفت پرهیزگاران

نخواهند آمدن همراه نعشم

اگر این است همراهی ز یاران

ز خط خواهد نشست آن زلف روزی

به روز ما پریشان روزگاران

بت سنگین‌دل ما را که گوید

که مشکن خاطر امیدواران

عرق‌ریزان بیا بر تربت من

زمین تشنه‌ام مشتاق باران

به روز وصل واقف اشک شادی

چو باران است در فصل بهاران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۴ای چرخ بعد مرگ ز خاکم پیاله کن
  2. شمارهٔ ۸۴۵هر کجا طفلی بود دیوانه من
  3. شمارهٔ ۸۴۶سلوکی طرفهٔ آن یار جانی می‌کند با من
  4. شمارهٔ ۸۴۷نالد دلم چو بلبل از آمد بهاران
  5. شمارهٔ ۸۴۸در خون نشاند دل را مژگان دل‌شکاران
  6. شمارهٔ ۸۴۹خوش آن شب‌ها که در گوشش حدیثی می‌رسید از من
  7. شمارهٔ ۸۵۰بسته‌ام عهدی درستی در غمت با سوختن
  8. شمارهٔ ۸۵۱قصد خونم کرده‌ای می‌کن چه باک ای نازنین
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.