پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۳

گشتم دو تا ز درد به یکتایی‌ات قسم

شد زهر زندگی به شکرخایی‌ات قسم

ناشسته روست آیینه با او طرف‌شدن

هرگز نزیبد از تو به زیبایی‌ات قسم

شد تازه جانم از قفس دلنواز تو

ای دل بنال خوش به دم نایی‌ات قسم

ای عشق از برای خدا رو ز ما متاب

ما بندهٔ توایم به آقایی‌ات قسم

جانی به من ببخش ز لب مردهٔ توام

جان تو را قسم به مسیحایی‌ات قسم

بر من که در غم تو شدم پیر و ناتوان

رحمی کن ای جوان به توانایی‌ات قسم

...

پنهان نمانده‌ایم به پیدایی‌ات قسم

ای آب تیغ یار ندانم چه عنصری

آب بقا خورد به گوارایی‌ات قسم

پنهان مدار والهٔ گیسوی کیستی

واقف تو را به این سر رسوایی‌ات قسم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۵به گلشن پیش آن نازآفرین چشم
  2. شمارهٔ ۷۸۶همان بهتر که من از آستانش زود برخیزم
  3. شمارهٔ ۷۸۷قطرهٔ اشکی به صد خون جگر پیدا کنم
  4. شمارهٔ ۷۸۸به کوی یار گذاری که داشتم دارم
  5. شمارهٔ ۷۸۹چه خوش باشد به ن نوخط به گلشن باده نوشیدن
  6. شمارهٔ ۷۹۰شبی به کلبهٔ احزان من بیا بنشین
  7. شمارهٔ ۷۹۱یک جا می‌روی از برزده دامان بنشین
  8. شمارهٔ ۷۹۲من نمی‌گویم که مجنون باش و در صحرا نشین
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.