پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۲

تا به کی از ستمش آه کنم

به که تفویض الی‌الله کنم

منعم از شکوهٔ آن زلف مکن

قصه‌ای نیست که کوتاه کنم

به سفر می‌روی ای سرو روان

باش تا جان به تو همراه کنم

رخصت از یار ندارم ورنه

پیش او گریهٔ دلخواه کنم

خواجه گو راه به درونم بدهد

بنده‌ام خدمت درگاه کنم

من که در محفل او راهم نیست

چه کنم تا به دلش راه کنم

کاهش دل چو نویسم سویش

نامه انشا به پر کاه کنم

هست آه سحر و گریهٔ شام

آنچه واقف گه و بی‌گاه کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۴سراسر خشک دیدم مزرع خود تا نظر کردم
  2. شمارهٔ ۷۸۵به گلشن پیش آن نازآفرین چشم
  3. شمارهٔ ۷۸۶همان بهتر که من از آستانش زود برخیزم
  4. شمارهٔ ۷۸۷قطرهٔ اشکی به صد خون جگر پیدا کنم
  5. شمارهٔ ۷۸۸به کوی یار گذاری که داشتم دارم
  6. شمارهٔ ۷۸۹چه خوش باشد به ن نوخط به گلشن باده نوشیدن
  7. شمارهٔ ۷۹۰شبی به کلبهٔ احزان من بیا بنشین
  8. شمارهٔ ۷۹۱یک جا می‌روی از برزده دامان بنشین
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.