پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۶

همان بهتر که من از آستانش زود برخیزم

چه لازم بعد روزی چند ناخشنود برخیزم

ز سودا نقد جان خویشتن را پرزیان کردم

نشستن بر در او چون ندارد سود برخیزم

برایت سوختم رحمی نفرمودی ازین ماتم

سیه‌پوش از سر آتش به‌سان دود برخیزم

چنان سوزم که همچون شعله خاکسترنشین گردم

ندانم کز سر آتش به‌سان دود برخیزم

ز بس ترسم که گرد غم نشیند بر دلش از من

پس از دیری اگر با او نشینم زود برخیزم

نشستم عمرها واقف به خاک آستان او

چو بر رویم دری از مرحمت نگشود برخیزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۸به کوی یار گذاری که داشتم دارم
  2. شمارهٔ ۷۸۹چه خوش باشد به ن نوخط به گلشن باده نوشیدن
  3. شمارهٔ ۷۹۰شبی به کلبهٔ احزان من بیا بنشین
  4. شمارهٔ ۷۹۱یک جا می‌روی از برزده دامان بنشین
  5. شمارهٔ ۷۹۲من نمی‌گویم که مجنون باش و در صحرا نشین
  6. شمارهٔ ۷۹۳بر سر دل مرا عتاب مکن
  7. شمارهٔ ۷۹۴امروز مرا کرد غم یار پریشان
  8. شمارهٔ ۷۹۵وصل تو به خواب دید نتوان
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.