پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۱

در آ خندان ز در جانانهٔ من

گلستان ساز آتش خانهٔ من

مکن عزم سفر جانانهٔ من

مکن ویرانه‌تر ویرانهٔ من

برافروزم چراغ‌آسا ز شادی

اگر گویی مرا پروانهٔ من

ز شادی بگسلم زنجیرها را

اگر گویی بیا دیوانهٔ من

درین مزرع چو اشک از شوربختی

نصیب خاک گردد دانهٔ من

مکش ای سیل تصدیع دویدن

چه خواهی برد از ویرانهٔ من

کباب از رشک بر آتش نشست است

به عهد گریهٔ مستانهٔ من

ز دود دل بود یک چشم گریان

به راهش روزن کاشانهٔ من

ز چشمم گر چنین سیلاب خیزد

نشیند بر سر من خانهٔ من

من آن رندم درین میخانه واقف

که گرید شیشه بر پیمانهٔ من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۳شوخ سرکش پسری وای به من
  2. شمارهٔ ۸۰۴هر غنچه بشکفت الا دل من
  3. شمارهٔ ۸۰۵انکار اهل صدق و صفا می‌کنی مکن
  4. شمارهٔ ۸۰۶سیاهی کرده جا در دیدهٔ من
  5. شمارهٔ ۸۰۷ابری کشید سر به هوای گریستن
  6. شمارهٔ ۸۰۸مده به یاد من دلفگار خندیدن
  7. شمارهٔ ۸۰۹خوشا رهرو که تا منزل رسیدن
  8. شمارهٔ ۸۱۰فتاد از ضعف نبضم از طپیدن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.