پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۴

هر غنچه بشکفت الا دل من

ای وا دل من ای وا دل من

نالد چو بلبل شب‌ها دل من

عاشق دل من شیدا دل من

در کنج هجران جان داد آخر

بی‌کس دل من تنها دل من

ویرانهٔ عشق معموهٔ حسن

مجنون دلی من لیلی دل من

با سنگ طفلان یارب چه سازد

نازک دل من مینا دل من

مقبول دیر و مردود کعبه

کافر دل من ترسا دل من

نه خون شد از غم نی آب از درد

آهن دل من خارا دل من

از ربط الفت دارد طپیدن

آنجا دل او اینجا دل من

گردیده رازش افشا نکردی

زین‌سان نگشتی روا دل من

گه می‌فشارد گه می‌گذارد

یارب چه دارد غم با دل من

در کوی خوبان تا راهش افتاد

غلطید در خون صد جا دل من

رحمی نداری با یک مسلمان

کافر دل من ترسا دل من

گفتی که دارد زین‌گونه خوارت

مرزا دل من آقا دل من

دارد سر من دارد سر او

پنهان دل او پیدا دل من

واقف سرشکم رنگین برآمد

امروز خون شد گویا دل من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۶سیاهی کرده جا در دیدهٔ من
  2. شمارهٔ ۸۰۷ابری کشید سر به هوای گریستن
  3. شمارهٔ ۸۰۸مده به یاد من دلفگار خندیدن
  4. شمارهٔ ۸۰۹خوشا رهرو که تا منزل رسیدن
  5. شمارهٔ ۸۱۰فتاد از ضعف نبضم از طپیدن
  6. شمارهٔ ۸۱۱می‌نهد هرگاه آن سرکش جوان پا بر زمین
  7. شمارهٔ ۸۱۲بی‌یار گرفته شد دل من
  8. شمارهٔ ۸۱۳نیست همچون شمع ما را الفتی با پیرهن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.