پرش به محتوای اصلی

واقف لاهوری

غزلیات

۱,۰۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۷۲۱ حدیث شوخی چشمت شنیده آمده‌ام
  2. شمارهٔ ۷۲۲ رفتم که کسی به هم رسانم
  3. شمارهٔ ۷۲۳ بر سر کوی وفا می‌گریم
  4. شمارهٔ ۷۲۴ تا به داغ او سری می‌داشتم
  5. شمارهٔ ۷۲۵ رفتی و نقش پای تو دیدم گریستم
  6. شمارهٔ ۷۲۶ نمی‌کردم شب هجران اگر زاری چه می‌کردم
  7. شمارهٔ ۷۲۷ گل زد از شعلهٔ داغ تو به سر دستارم
  8. شمارهٔ ۷۲۸ تا سیه شد از خط مشکین جانان خانه‌ام
  9. شمارهٔ ۷۲۹ به یک عالم مصیبت جان و دل را مبتلا دیدم
  10. شمارهٔ ۷۳۰ خوبا خیال چون تو نگاری گرفته‌ایم
  11. شمارهٔ ۷۳۱ نیست امروز که با عشق ندیم است دلم
  12. شمارهٔ ۷۳۲ دور از تو گر دمی به گلستان نشسته‌ام
  13. شمارهٔ ۷۳۳ برد سرمایه ابر از چشم گریانی که من دارم
  14. شمارهٔ ۷۳۴ دل خریدار تو باشد من خریدار دلم
  15. شمارهٔ ۷۳۵ ز چاک سینه چو احوال دل نظاره کنم
  16. شمارهٔ ۷۳۶ هرچند که ناتوان عشقم
  17. شمارهٔ ۷۳۷ امروز من عجب می پرزور خورده‌ام
  18. شمارهٔ ۷۳۸ عیش دنیا همه غم بود نمی‌دانستم
  19. شمارهٔ ۷۳۹ دلم تا کی رود از دست دلداری به‌دست آرم
  20. شمارهٔ ۷۴۰ گاهی به شهر و گاه به صحرا گریستم
  21. شمارهٔ ۷۴۱ باز آمدم بر تو به حالی که داشتم
  22. شمارهٔ ۷۴۲ جست‌وجوی شمه‌ای درد و غم او می‌کنم
  23. شمارهٔ ۷۴۳ ز کوی یار بیرون می‌دود از سینهٔ من هم
  24. شمارهٔ ۷۴۴ دعوی دل به یار ستمگر گذاشتم
  25. شمارهٔ ۷۴۵ می‌کنی آزار خوش می‌آیدم
  26. شمارهٔ ۷۴۶ خاک شد در قدم او سر خود را نازم
  27. شمارهٔ ۷۴۷ بر آن سرم که ره عرض مدعا بندم
  28. شمارهٔ ۷۴۸ امشب که بی‌تو تاب و توانی نداشتیم
  29. شمارهٔ ۷۴۹ ز وصل آن گل‌اندام است تا بی‌بهره آغوشم
  30. شمارهٔ ۷۵۰ یک نفس پا نکشد اشک به دامان چه کنم
  31. شمارهٔ ۷۵۱ هر کرا رفت دل از دست حزین من بودم
  32. شمارهٔ ۷۵۲ مانند سپند از بس بی‌طاقتی انگیزم
  33. شمارهٔ ۷۵۳ چون جانب او قاصدی از ناله فرستم
  34. شمارهٔ ۷۵۴ خزان رسید و پی غمگساریی چمنم
  35. شمارهٔ ۷۵۵ گرچه احوال بسی درهم و برهم دارم
  36. شمارهٔ ۷۵۶ غم و غصه جای دیگر می‌برم
  37. شمارهٔ ۷۵۷ خوشا روزی که من این رنج غربت در وطن گویم
  38. شمارهٔ ۷۵۸ به گلشن وصف رویت کردم و گل را خجل کردم
  39. شمارهٔ ۷۵۹ ما دل صدپاره در فکر شراب انداختیم
  40. شمارهٔ ۷۶۰ بر بیگانه گاهی گاه پیش خویش می‌نالم
  41. شمارهٔ ۷۶۱ به دل گفتم از جور گردون نگردیم
  42. شمارهٔ ۷۶۲ در گریه به دولت تو ممتازم
  43. شمارهٔ ۷۶۳ ز بی‌مهری چرخ از مهربانی دور افتادم
  44. شمارهٔ ۷۶۴ با خود از دوستیش این همه دشمن کردم
  45. شمارهٔ ۷۶۵ بار غم‌های تو با جسم حقیری می‌کشم
  46. شمارهٔ ۷۶۶ خو گرفتم به قفس رفته چمن از یادم
  47. شمارهٔ ۷۶۷ دریغا که دردآشنای ندیدم
  48. شمارهٔ ۷۶۸ آرزو دارم که در عشق تو یار دل شوم
  49. شمارهٔ ۷۶۹ دیدم از غیر بسی جور و تغافل کردم
  50. شمارهٔ ۷۷۰ شکوه‌ها کز روزگار ناموافق می‌کنم
  51. شمارهٔ ۷۷۱ در خواب همچو روی تو روی ندید چشم
  52. شمارهٔ ۷۷۲ ناامید از مهر و ماهی می‌روم
  53. شمارهٔ ۷۷۳ فتاد از دست من دل با که گویم
  54. شمارهٔ ۷۷۴ سبک گشتم به چشمت وز تو دیدم سرگرانی هم
  55. شمارهٔ ۷۷۵ آه سرد خود اگر مطلق عنان می‌ساختم
  56. شمارهٔ ۷۷۶ شب هجر تو کی در دیده راه خواب می‌دادم
  57. شمارهٔ ۷۷۷ خون گشت دل از داغ جفای تو جگر هم
  58. شمارهٔ ۷۷۸ خواهم که بر یار دل‌آزار بگریم
  59. شمارهٔ ۷۷۹ غمین گشتم ز پیری شادمانی از کجا آرم
  60. شمارهٔ ۷۸۰ دیدهٔ اشکبار می‌خواهم

متن اشعار به نقل از گنجور.