فهرست اشعار
- شمارهٔ ۷۲۱ حدیث شوخی چشمت شنیده آمدهام
- شمارهٔ ۷۲۲ رفتم که کسی به هم رسانم
- شمارهٔ ۷۲۳ بر سر کوی وفا میگریم
- شمارهٔ ۷۲۴ تا به داغ او سری میداشتم
- شمارهٔ ۷۲۵ رفتی و نقش پای تو دیدم گریستم
- شمارهٔ ۷۲۶ نمیکردم شب هجران اگر زاری چه میکردم
- شمارهٔ ۷۲۷ گل زد از شعلهٔ داغ تو به سر دستارم
- شمارهٔ ۷۲۸ تا سیه شد از خط مشکین جانان خانهام
- شمارهٔ ۷۲۹ به یک عالم مصیبت جان و دل را مبتلا دیدم
- شمارهٔ ۷۳۰ خوبا خیال چون تو نگاری گرفتهایم
- شمارهٔ ۷۳۱ نیست امروز که با عشق ندیم است دلم
- شمارهٔ ۷۳۲ دور از تو گر دمی به گلستان نشستهام
- شمارهٔ ۷۳۳ برد سرمایه ابر از چشم گریانی که من دارم
- شمارهٔ ۷۳۴ دل خریدار تو باشد من خریدار دلم
- شمارهٔ ۷۳۵ ز چاک سینه چو احوال دل نظاره کنم
- شمارهٔ ۷۳۶ هرچند که ناتوان عشقم
- شمارهٔ ۷۳۷ امروز من عجب می پرزور خوردهام
- شمارهٔ ۷۳۸ عیش دنیا همه غم بود نمیدانستم
- شمارهٔ ۷۳۹ دلم تا کی رود از دست دلداری بهدست آرم
- شمارهٔ ۷۴۰ گاهی به شهر و گاه به صحرا گریستم
- شمارهٔ ۷۴۱ باز آمدم بر تو به حالی که داشتم
- شمارهٔ ۷۴۲ جستوجوی شمهای درد و غم او میکنم
- شمارهٔ ۷۴۳ ز کوی یار بیرون میدود از سینهٔ من هم
- شمارهٔ ۷۴۴ دعوی دل به یار ستمگر گذاشتم
- شمارهٔ ۷۴۵ میکنی آزار خوش میآیدم
- شمارهٔ ۷۴۶ خاک شد در قدم او سر خود را نازم
- شمارهٔ ۷۴۷ بر آن سرم که ره عرض مدعا بندم
- شمارهٔ ۷۴۸ امشب که بیتو تاب و توانی نداشتیم
- شمارهٔ ۷۴۹ ز وصل آن گلاندام است تا بیبهره آغوشم
- شمارهٔ ۷۵۰ یک نفس پا نکشد اشک به دامان چه کنم
- شمارهٔ ۷۵۱ هر کرا رفت دل از دست حزین من بودم
- شمارهٔ ۷۵۲ مانند سپند از بس بیطاقتی انگیزم
- شمارهٔ ۷۵۳ چون جانب او قاصدی از ناله فرستم
- شمارهٔ ۷۵۴ خزان رسید و پی غمگساریی چمنم
- شمارهٔ ۷۵۵ گرچه احوال بسی درهم و برهم دارم
- شمارهٔ ۷۵۶ غم و غصه جای دیگر میبرم
- شمارهٔ ۷۵۷ خوشا روزی که من این رنج غربت در وطن گویم
- شمارهٔ ۷۵۸ به گلشن وصف رویت کردم و گل را خجل کردم
- شمارهٔ ۷۵۹ ما دل صدپاره در فکر شراب انداختیم
- شمارهٔ ۷۶۰ بر بیگانه گاهی گاه پیش خویش مینالم
- شمارهٔ ۷۶۱ به دل گفتم از جور گردون نگردیم
- شمارهٔ ۷۶۲ در گریه به دولت تو ممتازم
- شمارهٔ ۷۶۳ ز بیمهری چرخ از مهربانی دور افتادم
- شمارهٔ ۷۶۴ با خود از دوستیش این همه دشمن کردم
- شمارهٔ ۷۶۵ بار غمهای تو با جسم حقیری میکشم
- شمارهٔ ۷۶۶ خو گرفتم به قفس رفته چمن از یادم
- شمارهٔ ۷۶۷ دریغا که دردآشنای ندیدم
- شمارهٔ ۷۶۸ آرزو دارم که در عشق تو یار دل شوم
- شمارهٔ ۷۶۹ دیدم از غیر بسی جور و تغافل کردم
- شمارهٔ ۷۷۰ شکوهها کز روزگار ناموافق میکنم
- شمارهٔ ۷۷۱ در خواب همچو روی تو روی ندید چشم
- شمارهٔ ۷۷۲ ناامید از مهر و ماهی میروم
- شمارهٔ ۷۷۳ فتاد از دست من دل با که گویم
- شمارهٔ ۷۷۴ سبک گشتم به چشمت وز تو دیدم سرگرانی هم
- شمارهٔ ۷۷۵ آه سرد خود اگر مطلق عنان میساختم
- شمارهٔ ۷۷۶ شب هجر تو کی در دیده راه خواب میدادم
- شمارهٔ ۷۷۷ خون گشت دل از داغ جفای تو جگر هم
- شمارهٔ ۷۷۸ خواهم که بر یار دلآزار بگریم
- شمارهٔ ۷۷۹ غمین گشتم ز پیری شادمانی از کجا آرم
- شمارهٔ ۷۸۰ دیدهٔ اشکبار میخواهم
متن اشعار به نقل از گنجور.