پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۹

ما دل صدپاره در فکر شراب انداختیم

نسخه رنگین بود از غفلت در آب انداختیم

در چمن حرفی ز روی آتشین او زدیم

برگ گل را شعله‌سان در اضطراب انداختیم

جوش زد بی‌اختیار از دیدها سیلاب اشک

تا نظر بر حال این دیر خراب انداختیم

پیش او شرح پریشانی به ما سودی نکرد

طرهٔ او را عبث در پیچ‌وتاب انداختیم

تا به کی از بزم می‌باشیم واقف برکنار

هرچه بادا باد ما کشتی در آب انداختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۱به دل گفتم از جور گردون نگردیم
  2. شمارهٔ ۷۶۲در گریه به دولت تو ممتازم
  3. شمارهٔ ۷۶۳ز بی‌مهری چرخ از مهربانی دور افتادم
  4. شمارهٔ ۷۶۴با خود از دوستیش این همه دشمن کردم
  5. شمارهٔ ۷۶۵بار غم‌های تو با جسم حقیری می‌کشم
  6. شمارهٔ ۷۶۶خو گرفتم به قفس رفته چمن از یادم
  7. شمارهٔ ۷۶۷دریغا که دردآشنای ندیدم
  8. شمارهٔ ۷۶۸آرزو دارم که در عشق تو یار دل شوم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.